روابطی که احتمال شکست درآن بیش از50درصداست - تاریخ: 1393/1/18 ساعت: 22:23
 1 - رابطه ای که در آن عشق یک طرفه است حتما شنیده اید که می گویند « عشق یک سره باعث دردسره! » اگر میزان علاقه و انرژی ای که شما برای رابطه تان می گذارید به طرز چشمگیر و احتمالا آزاردهنده ای بیشتر از طرف مقابل است ( یا برعکس )، امکان اینکه در رابطه تان دچار ناکامی شوید زیاد است. تحقیقات روانشناسان اج...
دردهای گذشته - تاریخ: 1393/1/11 ساعت: 13:53
 شنیده ام که هستی....نفس میکشی....زندگی میکنی....برای خودت مردی شده ای....راستی اون روزی که بهت زنگ زدم وقتی گوشیوبرداشتی ازخوشحالی دستام میلرزید،چشام جایی رونمیدید،شنیده ام...عاشق شدی،به قول خودت دوسش داری...امامن،دختری پرازدردهای گذشته!!!هرروزباخودم به جنگ به سلیب گشیدن خاطراتت میروم...اماهرروزشکس...
زن بودن زیباست - تاریخ: 1393/1/11 ساعت: 13:44
 زن بودن سخت است... زنی که ضعیف باشدنمیتواندبیافریند، خلق کند،9ماه بارت کند،برایت مادری کند. می دانی؟؟ زنی که ازعقل ناقصش یادمی کنی،همان مادرست که هنگام زاییدن توازدردش زمین واسمان رابه هم می خورد...! همان مادریست که لقمه ازدهان خودگرفته تاتوسیرشوی،همان مادریست که باهرسازی سازگارشدتاتوامن باشی آدم ب...
=/شاه ونگهبان): - تاریخ: 1393/1/8 ساعت: 14:50
پادشاهی دریک شب زمستانی بایکی ازنگهبانان خودبرخوردکردوگفت: سردت نیست....؟ نگهبان گفت...عادت دارم....!!!! شاه گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند.... شاه فراموش کرد.صبح جنازه ی نگهبان راپیداکردند که روی دیوارکاخ نوشته بود: من به سرماعادت داشتم،وعده ی لباس گرم تو، مرا ازپای دراورد... 
عکس جدایی - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 14:43
 
تک ستاره... - تاریخ: 1392/12/16 ساعت: 14:34
 دوباره شب است وستاره هانمایان می شوند،ستاره هایی که به سختی به دست  می آیندوبه آسانی ازدست می روند...! لحظاتم خیلی سخت میگذرد،نگاهم به آسمان است وبرای برگشتن توفقط ستاره هارامی شمارم... می دانی؟؟ صبح ها،پاهایم نای راه رفتن راندارد!حالااحساس میکنم طولانی ترین راه های زندگیم رادارم طی میکنم،بدون تو،د...
زندگی بی تو... - تاریخ: 1392/12/16 ساعت: 14:11
 می دانی عزیزم...؟؟؟ می دانی چه برسرم آورده ای؟ماه هاست منتظرت هستم! منتظرتوکه هیچ وقت دوسم نداشتی ونداری!جلوی پنجره ایستاده ام! پنجره ای که به روی هیچ خانه وکوچه ای بازنمی شود... شایدسرنوشتی پرازخطوط مبهم وسرگردان درانتظارمن عاشق باشد. می دانی عشقم؟! خیلی نگران هستم نگران اینکه نکندکسی توراآزرده خا...
{روداوکی سه یر} - تاریخ: 1392/12/15 ساعت: 20:43
 کچیک داواله خوشه ویسته که ی ده کات ئلقه ی هاوسه ری بوبینه ت... کوره که ورچیکی بچوکی بودینه به دیاری... کچه که زورتوره دبه ت و ورچه که فره ده داته ناوراستی شقامکه...! کوره که ش ئه چیت ورچه که هلگریته وه،سیه یاره یه ک له ی ئه دات!!! کوره که ئه مرت... له پرسه که داکچه که توندباوش به ورچه که دائه کات و...
U_U - تاریخ: 1392/12/15 ساعت: 15:34
 اولش ذوق داری.بعدش با ای ام اس هاشروع میشه زنگ هاجاشوبه ساعت های پرارزشمند میده سحرتاسحردرفکرشی از1دقیقه دیرجوا بتودادن به ستوه میای دیدنش آرزوته میخوای هرجورشده خوشحالش کنی گرفتن دستش گرمترین آغوش دنیاست...دوست داشتن هاجاشوبه عشق میده عشق جاش روبه عادت ووابستگی میده اینجاست که دردشروع میشه فهمیده ...
رویاهایم - تاریخ: 1392/12/1 ساعت: 19:03
 شب ها،روزها،هفته هاگذشت اماتوهمان خب دیروزی:زیبایم داشتم برنامه ها ومتن های که هفته هاست برایت مینویسم...
خاطراتم - تاریخ: 1392/11/27 ساعت: 20:21
 آخرشب اولین برگ دفترخاطراتم رابازکردم وشروع کردم به خواندن خاطراتم:بازهم فکروحراس به وجودم هجوم آوردوقتی به زندگی فک میکنم دیدم که چقدرتلخ است خواندموخواندم دلم گرفت
اس ام اس ولنتاینO_O - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 15:03
معنی عشق...حتمابخونید - تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 20:51
سرکلاس معلم پرسید:هی بچه هاچه کسی میدونه عشق چیه؟؟هیچ کس جوابی ندادوهمه ی کلاس به یکباره ساکت شد.همه به هم دیگه نگاه می کردند،ناگهان لنایکی ازبچه های کلاس...
اس ام اس های معنی دار - تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 15:24
 
حقیقت زندگی - تاریخ: 1392/11/13 ساعت: 15:37
 هرچه مهربون ترباشی بیشتربهت ظلم میکنندهرچی صادق ترباشی بیشتربهت دروغ میگن.هرچی خودتوخاکی ترنشون بدی واست کمترارزش قائلندهرچه قلبتوآسونتردراختیاربزاری راحت لهش میکنندواگربدونن که منتظری وبهشون احتیاج داری اندازه ی یه دنیاازت فاصله میگیرند.
الهه شرقی:قسمت اول - تاریخ: 1392/11/12 ساعت: 20:38
  فصل اول: تمام اندامش به شدت مي لرزيد، حتي با فشار دندانهايش نمي توانست لرزش محسوس لبهايش را مهار كند. انعكاس كلمه ي ((برگشته)) همچنان در مغزش مي پيچيد و سرش را به دوران مي انداخت. به زحمت بر خود مسلط شد و آرام و لرزان به سوي اتاقش رفت، در را گشود و خود را بر روي تخت انداخت. چشمهايش را چندين بار با...